محمد رضا واليزاده معجزى
517
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
آراستن يا لشگركشى و جنگيدن با قواى دولت را نداشتند ولى مقارن اين اوقات سالار الدوله در بازى با حريف طاسش خوب نشست و نقشى نيكو آورد ولى چه سود كه باز هم دست قهار روزگار كاسه و كوزه اشرار را بههم زد و اينبار : چنان زد بر بساطش پشت پايى * كه هر خاشاك او افتاد جايى بارى ماه رمضان به آخر رسيده بود و فرمانفرما كه در ميان رجال به هولناكى و حب ذات و بدطينتى و نفاق مشهور بود و نان را به اصطلاح عوامالناس به نرخ روز مىخورد و در اوايل كار خود نسبت به اطرافيان و روساى عشاير كه همدستان و معاضد او بودند فوق العاده ابراز محبت مىكرد ولى همينكه بر سالار الدوله فائق آمد و در كرمانشاه مستقر گرديد و كارش رونقى گرفت بر حسب مصلحت روز بناى سهلانگارى و لاقيدى را نسبت به همكاران و دوستان خود گذاشت و پول دوستى و طمع كه از صفاتى بود كه هرگز گريبان او را رها نساخت ، ميان او و يارانش را به برودت و سردى كشانيد و ماحصل كلام آنكه نتوانست دوستى و صميميت يار محمد خان را كه در نتيجه فداكارى او بر سالار الدوله ظفر يافته بود ، براى خود حفظ كند و خاطر آن مرد جسور و مبارز را از خويش رنجانيد . يار محمد خان كه انتظار نداشت فرمانفرما براى اقناع حس طمع حرص و مالاندوزى خود تا اين درجه نسبت به او رويه بىاعتنايى و سهلانگارى را پيشه سازد ، از كردار گذشته خود نادم شد و بهطور سرى و محرمانه براى سالار الدوله پيغام فرستاد كه اگر شاهزاده به او تأمين بدهد و سوگند ياد كند كه حق او را مثل فرمانفرما در طاق نسيان نگذارد حاضر است كرمانشاه را قبضه كرده و به او تحويل دهد و فرمانفرما را دست بسته تسليم او نمايد . سالار الدوله كه چنين موقعيتى را از خدا مىخواست تأمين نامه و سوگندنامه مبنى بر پيمان محكم و ايمان مبرم در ظهر كلام اللّه مجيد نوشته ، براى او فرستاد كه در مقابل اين خدمت هرچه را ميل و رضاى يار محمد خان باشد بىچون و چرا و عذر و بهانه بهجاى آورد . بعد از وصول اين پيمان يار محمد خان با قواى خود نزد سالار الدوله رفت زانوى او را بوسيده از رفتار گذشته خود معذرت خواست و نزد سالار الدوله سوگند ياد كرد كه در راه پيشرفت مقاصد سالار الدوله تا آخرين قطره خونى كه در بدن دارد از كوشش و جديت بازنايستد و در ضمن گفت : « به حول و قوه خداوند در همين روزها كرمانشاه را قبضه كرده فرمانفرما را بال بسته تسليم حضرت اقدس و الا خواهم كرد . » سالار الدوله بعد از چند روز عدهاى از عشاير كردستان را با يار محمد خان همراه كرد و عبد الكريم بيك وكيل جوانرودى را نيز براى كمك با او همراه ساخت و اين دو با نيروى كافى